Iraj Afshar (1925-2011)

 

رثای بزرگمرد فرهنگ ایران

احسان یارشاطر
زبان شناس، دانشنامه نگار و استاد بازنشسته دانشگاه کلمبیا

 

  iraj_afshar-fig1.jpg

همی گفتم که خاقانی دریغا گوی من باشد
دریغا من شدم اخر دریغا گوی خاقانی

نظامی در رثای خاقانی

 

لطمة عظیمی که درگذشت
ایرج افشار بر فرهنگ ایران
و ایران شناسی وارد ساخته
کمتر نظیری در تاریخ ایران
برای آن می توان یافت. در
طی ۸۵ سال عمر گرانمایه اش
بزرگترین خدمات را به فرهنگ
ایران انجام داد و منشاء
ابتکارات سودمند و گوناگون
شد و یک تنه از عهدة سامان
دادن کارهایی برآمد که
حتی چند دانشمند برجسته و
فعال مجموعاً از عهدة آ نها
برنمی آمدند

بر شمردن خدمات او آسان نیست. اگر شم های از همکار یهای خود را با او به قلم بیاورم شاید از عهدة اندکی از بسیار برآیم

همکاری جدی ما وقتی آغاز شد که من در صدد تاسیس مجلة راهنمای کتاب و انجمن کتاب برآمدم. زنده یاد پرویز خانلری چندان از تاسیس این مجله خشنود نبود و می خواست که من، در عوض، نقد کتب را در مجلة سخن توسعه بدهم، اما من وجود مجلة خاصی را به منظور نقد کتاب و تشویق کتاب خواندن لازم می شمردم. چند نفر از فضلای جوان را که سنشان پر از سنِ خود من دور نبود، یعنی ایرج افشار، عبدالحسین زرین کوب و مصطفی مقربی را به یاری طلبیدم. اما از این میان کسی که کشیدن بارِ عمده را به عهده گرفت افشار بود. مجله که نشریة انجمن کتاب خوانده می شد پس از یکی دو شماره جائی در میان مطبوعات برای خود باز کرد و شهرتی یافت. اما مدت زمانی نگذشت که من به دعوت دانشگاه کلمبیا عازم آمریکا شدم و مسئولیت مجله کلاً در عهدة افشار افتاد و من جز گاه با تلفن دخالتی در امور مجله نمی کردم و مجله بتدریج آئینة سلیقه و حسن ذوق افشار و مباحثی شد که بخصوص مورد علاق ة او بودند از قبیل کتابشناسی و نسخه شناسی و تاریخ دوران قاجاری و مسائل عمومی فرهنگ ایران و البته نقد کتاب. من تابستان ها که از تدریس فارغ بودم و به ایران می رفتم به امور کلی مجله و مسائل مالی آن رسیدگی می کردم، اما امور علمی و فنی همچنان در عهدة افشار بود

انجمن از جمله کتابخانه ای بنیان گذاشت تا کتاب را بدون وثیقه و بدون تشریفات اداریِِ دست و پاگیر به خواستاران قرض بدهد. محل آن در خیابان انقلاب (شاهرضا) در بن بستی روبروی هتل پالاس بود. در کار کتابخانه گذشته از ایرج افشار، دکتر مهری آهی و دکتر حافظ فرمانفرمائیان نیز شرکت داشتند و عبدالله سیار و اسماعیل آشتیانی از همکاران من در بنگاه ترجمه و نشر کتاب به آن کمک م یکردند، اما نظارت بر همة امور انجمن کتاب در عهد ة افشار بود. همة کسانی که نام بردم کوچکترین نظر مالی نداشتند و فقط به شوق خدمتی وقت و بصیرت خود را در اختیار انجمن و مجله قرار می دادند. اما افشار با پرکاری بی نظیر و سرعتی شایسته به همة این امور م یرسید. هنگامی که به دعوت دانشگاه کلمبیا برای دو سال به سفر آمریکا رفتم افشار پذیرفت که بنگاه ترجمه و نشر کتاب را سرپرستی کند

از کارهای دیگر انجمن کتاب یکی تاسیس کلوب کتاب و دیگر کتابخانة سیار برای بردن و قرض دادن کتاب در دهات اطراف تهران بود. همچنین افشار برای نخستین بار فهرست کتاب های فارسی را با اصول علمی کتابشناسی در سال ۱۳۴ ۲ منتشر کرد و این کار را چند سال ادامه داد. همچنین افشار نخستین نمایشگاه کتاب را در قالب کارهای انجمن ترتیب داد و نمایشگاه های سالانه کتاب را به مدت شش سال ادامه داد. از این گذشته درنمایشگا ههای کتاب مسکو و توکیو نیز شرکت کرد

اما اینها همه جزئی از کارهایی بود که افشار انجام می داد. اقدام به انتشار مجلدات فهرست مقالات فارسی که تاکنون هفت جلد آن به طبع رسیده و کمک بسیار مهمی برای تحقیقات تاریخی و ادبی و علمی و فرهنگی ایران است از اقدامات و ابتکارات اساسی افشار بود

با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ بنگاه ترجمه و نشر کتاب و انجمن کتاب و مجلة راهنمای کتاب تعطیل گردید و کتاب های آ نها به شرکت انتشارات علمی و فرهنگی منتقل گردید. اما افشار از کوششی که در مجلة راهنمای کتاب بکار م یبرد دست نکشید، بلکه مجلة آینده را که ده هها قبل پدر فاضل و با کفایت و ایران دوست او منتشر می کرد احیا نمود و مجله به سبک و روشی که افشار در مجلة راهنمای کتاب معمول ساخته بود شروع به انتشار کرد، تا آنکه در نتیجة تراکم کارها و مشکلات طبع مجله و تهیة کاغذ برای آن مجله را در سال ۱۳۷۲ تعطیل کرد. ولی افاضات علمی و بسیار سودمند او به صورت تازه ها و پاره های ایران شناسی در مجلة کلک و سپس در مجلة بخارا شروع به انتشار نمود. تازه ها و پاره های ایران شناسی نه تنها حاکی از وسعت اطلاع افشار از همه گونه مطبوعات ایران شناسی بخصوص در خارج از کشور است، بلکه همچنین نشانی است از اشتیاق او به خدمت به فارس یزبانان و آگاه نگاه داشتن اهل تحقیق از اتفاقات و مطبوعات و موسسات علمی خارجی دربارة ایران و نیز انتقادات و راهنمای یها و تصحیحات ذیقیمتی برای مولفین و مصححین. امید است که مجموعة آنها به صورت کتابی مستقل که منظور نظر افشار نیز بود بزودی انتشار بیابد

افشار را همچنین باید پدر واقعی کتابشناسی در ایران محسوب داشت. درست است که کسانی مانند زنده یاد دکتر مهدی بیانی، رئیس اسبق کتابخانة ملی، و دکتر محسن صبا، کتاب دوست معروف، برخی قد مهای نخستین را از جمله تاسیس کلاسی برای کتابداری در دانشسرای عالی برداشتند، ولی دانشمندی که این علم را در ایران رونق بخشید و مثال های متعدد از ثمرات این علم را یا به تنهائی و یا به کمک همکارانی مانند کریم اصفهانیان و محمد رسول دریاگشت و پوری سلطانی بوجود آورد افشار بود

از اقدامات اساسی دیگر افشار تاسیس نشریة فرهنگ ایران زمین با همکاری زنده یاد محمد تقی دانش پژوه، منوچهر ستوده، عباس زریاب خوئی، و مصطفی مقربی بود که در آن عدة زیادی از رسالات تاریخی و ادبی و غیر اینها که حجم آنها به حجم مرسوم کتاب نمی رسید انتشار یافت

افشار بر اثر ممارست در مطالعة نسخ خطی بخصوص پس از درگذشت دوست و همکارش، زنده یاد محمد تقی دانش پژوه، به عنوان نسخه شناس طراز اول ایران شناخته شد. مجلة بسیار سودمند نامة بهارستان که به نسخ خطی م یپردازد از تشویق و همکاری منظم وی بهره مند بود، همانطور که موسسة سودمند میراث مکتوب نیز از همکاری وی برخوردار بود

در سال های اخیر محمود امیدسالار و نادر مطّلبی کاشانی و ایرج افشار به نشر مجموعه ای به نام گنجینة نسخه برگردان متون فارسی بصورت چاپ عکسی اغاز کردند و با کمک مالی دکتر همایون شیدنیا و دوستان وی در این مجموعه الابنیة موفق هروی و تاریخ وصاف و نسخ ة معروف شاهنامة لندن و هزار حکایة صوفیان را تاکنون به طبع رسانده اند

در سال ۱۳۳۰ افشار که فقط ۲۶ سال داشت کتاب فردوس المرشدیه فی اسرار الصّمدیه تالیف محمود بن عثمان را منتشر کرد. در سال های بعد با سرعتی شگفت آور کتاب ها و رسالات دیگری را در مباحث تاریخی و ادبی و علمی و فلسفی و عرفانی و جز این ها با مقدمه و حواشی لازم انتشار داد. کثرت کتاب هائی که افشار به تحقیق و طبع آن ها پرداخته و یا مشوق طبع آ نها بوده و عدة مقالاتی که به قلم آورده موجب شگفتی فوق العاده است. برشمردن آن ها که از صد فزون است در اینجا ممکن نیست، ولی از آن میان چاپ یادداش تهای قزوینی در چند مجلد و زندگی طوفانی ( چاپ اول ۱۳۶۸ ، با ویراستاری مجدد وپیوس تهای اضافی ۱۳۷۲ ) که تقی زاده به تشویق افشار دربارة زندگی خود نوشته است در خور ذکر مخصوص اند. افشار بسیاری از نام هها و یادداش تهای قزوینی و دکتر مصدق را نیز منتشر ساخت و در تحقیقِ سرگذشت الهیار صالح که با وی نزدیکی ویژه داشت قد مهای بلند برداشت. خوشبختانه فرزندان برومند او بهرام و کوشیار و آرش کتابی در ۱۶۱ صفحه شامل فقط فهرست کتاب ها و مقالات پدر گرانقدر خود پرداخته اند و کار پژوهندگان آثار او را آسان نموده اند

افسار یکی از اعضای موثر هیئت علمی دائره المعارف بزرگ اسلامی و همچنین مشاور دانشنامه ایرانیکا در رشتة کتابشناسی بود، هر چند در بسیاری مباحث دیگر نیز راهنمائی موثر بود

هر چند بنای من در این سطور بر ایجاز و اختصار است، ولی چگونه می توان از موسسة انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار که عده ای از متون و آثار تحقیقی دربارة ایران را به طبع رسانیده و هم تجلیل از دانشمندان طراز اول ایرانشناسی را بر عهده گرفته )نذیر احمد، استاد دانشگاه اسلامی الیگر در هند، ریچارد فرای، استاد دانشگاه هاروارد، ج. ت. پ. دو بروین، استاد دانشگاه لیدن در هلند و همچنین منوچهر ستوده، مولف سلسله کتب از آستارا تا استرآباد در شرح ایالات ساحلی بحر خزر( و یا از مجلدات متعدد ناموارة دکتر محمود افشار ذکری نکرد

در سال ۱۳۸۴ که انجمن بین المللی ایران شناسی جایزه ای برای مجموع خدمات فرهنگی و توفیق های علمی به بهترین دانشمند ایرا نشناس یکی در ایران و دیگری در خارج از ایران در نظر گرفت، نخستین کسی را که در ایران انتخاب کرد به حق ایرج افشار بود و به یاد دارم که برای اعضاء انتخاب کننده کوچکترین تأملی در گزیدن او پیش نیامد. افشار با همة مجامع ایران شناسی خارج از کشور و اکثریت دانشمندان این رشته مربوط بود. دانشگاه ادینبورگ در اسکاتلند و از دانشگا ههای معتبر بریتانیا، قصد داشت درجة دکتری افتخاری به وی اعطا کند، ولی متاسفانه بیماری و سپس درگذشت او مانع از سفر او برای دریافت درجه شد

چگونه افشار توانست یک تنه کار چندین دانشمند و مدیر فعال را انجام دهد سئوالی است که پاسخ آن برای من به درستی معلوم نیست، جز آنکه پشتکار معروف مردم موطنش، یزد، و ایران دوستی عمیق او و شوقش به آموختن و آموزاندن و هوش و کیاستی سرشار نباید بی تاثیر بوده باشند

هر چند در این نوشته ایجاز پیشه کرده ام، ولی نم یتوانم به ایرانگردی او اشاره نکنم. افشار اکثر نقاط ایران، خاصه نقاط دورافتاده را با پای پیاده، بیشتر همراه با منوچهر ستوده و گاه با دیگران مانند زریاب خوئی و پازوکی و شفیعی کدکنی و حتی با پورداوود طی کرده بود و هر جا کتیب های بردیواری یا بر سنگِ قبری دیده بود که فوائد تاریخی داشت آ نها را یادداشت م یکرد و منتشر م ینمود. تفصیل این سفرها را در کتابی به نام سفرنامچه: گلگشت در وطن باز گفته است. از آنجا که ما هنوز کتاب جامعی در جغرافی ایران پس از جغرافی مسعود کیهان که هشتاد سال پیش (۱۳۱۰) انتشار یافته نداریم، این سفرنامچه برای تحقیق جغرافی ایران سودمند است. کاش کسی یا کسانی یافت م یشدند که کاری را که منوچهر ستوده در باب ایالات ساحلی بحر خزر از آستارا تا استرآباد انجام داده دربارة سایر ولایات ایران انجام می دادند

افشار شوربختانه دیگر با ما نیست. برای من آسان نیست باور کنم که آن همه دانش و آگاهی و معرفت و غمخواری ایران و آن همه کوشش و پویایی و آن همه شوق به خدمت در خاک رفته باشد. باید به این دل خوش کرد که آثارش باقی است و سالیان بسیار راهنمای پژوهندگان خواهد بود. امید است دولت ایران خیابان وسیعی را در تهران و میدان معتبری را در یزد به نام نامی ایرج افشار نامگذاری کند

 

عکس از پایگاه میثراث مکتوب

۱

راهنمای کتاب، سال ۳، شماره ۳ - شهریور ۱۳۳۹

۲

راهنمای کتاب، سال ۳، شماره ۱ - اردیبهشت ۱۳۳۹

۳

راهنمای کتاب، سال ۳ - ۱۳۳۹

۴

ایرج افشار، حسن تقی زاده، و احسان یارشاطر. تصویر از فرید قاسمی، ایرانشناس مجله نگار

۵

عکس از مهرداد اسکویی ۶

 

احسان یارشاطر
۱۸ اسفند ۱۳۸۹

 

(Printed in Iran-nameh 26, no. 1-2, 2011, pp. 4-11)

ISSN 0892-4147 print/ISSN 2159-421X online/2011/26.1-2/4-25 © Iran Nameh 2011

( اعلان وفات)